مرتضى مطهرى

107

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيست . « صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ » ( 1 ) همين جهت را بيان مىفرمايد ، « رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ » ( 2 ) همين مطلب را بيان مىكند و خيلى از آيات ديگر [ مانند ] : « أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ » ( 3 ) . تفكيك اصل انتظام از اصل هدايت ولى زائد بر نظام متقن خلقت و ساختمان موجودات ، يك چيز ديگر هم هست و آن اين است : موجودات عالم نشان مىدهند كه پس از آنكه اين جور كامل آفريده شده‌اند ، در كارى كه انجام مىدهند باز يك نوع رهبريى مىشوند . چطور ؟ نقطهء مقابل انتظام ، تصادف و اتفاق بود ، اگر كسى مىخواست انتظام را حاكى از يك عقل و تدبير نداند مىگفت اين انتظام تصادفا به وجود آمده . ولى نقطهء مقابل اصل رهبرى و هدايت يك اصل ديگرى است و آن اصل ديگر را ما بايد طرح كنيم : اين ساختمان موجود با همهء انتظاماتى كه در آن به كار رفته : ساختمان يك گياه ، ساختمان بدن يك حيوان ، ساختمان بدن يك انسان ( و حتى ساختمان جمادات را هم ما تا حدودى خواهيم گفت يعنى تا حدودى در آنجا هم مىگوييم دليل داريم ) ، آيا اين كارى كه اين موجودات انجام مىدهند لازمهء قهرى و جبرى اين ساختمانشان هست يا علاوه بر اين يك نيروى ديگرى كه بسيار هم مرموز است در كار اينها دخالت دارد ؟ يك كار ممكن است لازمهء قهرى و جبرى يك ساختمان باشد ، ديگر آنجا ما حرف علىحده‌اى نداريم ، هر حرفى داشته باشيم ، روى خود ساختمان داريم . مثلا فرض كنيد كه يك اتومبيل ساخته مىشود ، هر حرفى هست در ساختمان اتومبيل است كه اين ساختمان را كى ساخته است ؟ ولى آن مقدار كارى كه الآن اتومبيل انجام مىدهد ، آن ديگر لازمهء اين ساختمان است . من ساختمان اتومبيل را وارد نيستم ، همهء شما از من واردتريد ، اينكه مثلا سويچ را بچرخانند ، اتومبيل روشن شود ، بنزين تبديل به گاز شود ، تبديل به قوّه شود ، اين ديگر يك كار علىحده‌اى نيست ، يعنى لازمهء جبرى و

--> ( 1 ) . نمل / 88 . ( 2 ) . طه / 50 . ( 3 ) . غاشيه / 17 و 18 .